بارها نوشتم و خط زدم ، خيلي دشوار است حرف زدن از امامي كه خيلي نديدي اش و كمي از بزرگيش را آموخته اي و تنها خاطره ات آن است كه با شنيدن خبر ارتحالش و بي قراري هاي مادرت ؛ ترسيده باشي و به دنبال او دورِ  خانه بچرخي و اشك بريزي …